صف شکن

این وبلاگ دریچه ای است برای بیان مسائل سیاسی و مذهبی جوانان غیور ایران اسلامی

حضرت عشق

 

 

بیایید مانیز همچون شهید صیاد شیرازی این دعا را زمزمه کنیم که ایشان همیشه در قنوتشان این دعا را میخواندند:اللهم أحفظ قائدنا الخامنه ای

اقا جان به کوری چشم تمامی کسانی که نمیتوانند ببینند ولی جوانان بسیجی این مرز و بوم همگی فدایی شما هستن

جوونیم بره اما سید خراسونی بمونه

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم شهریور 1393ساعت 17:20  توسط محسن الیاسی  | 

ولادت امام رضا(ع)

رضا جعفری از شاعران کشورمان به مناسبت فرا رسیدن میلاد پر نور و سعادت امام رضا(ع) شعری سروده است. این شعر به شرح زیر است:

این زخمه را بگیر و صدای مرا بده

تصنیف‌های غار حرای مرا بده

یک شاخه از درخت سخنگوی خود بگیر

بعد از تراش ٬ چوب عصای مرا بده

این کفش‌ها به پای بجز من نمی‌خوردند

نعلین‌های بی سر و پای مرا بده

اینها لباس رسمی‌ این شیخ عاشق است

عمامه و عبا و قبای مرا بده

بی چشمهات کوچک و تارم مرا مبند

آیینه بزرگ‌نمای مرا بده

از این همه (برایِ) برای خودت ببر

و ز آن همه (برایِ) برای مرا بده

امروز من خدای خودم را ندیده‌ام

حتما تو برده ایش، خدای مرا بده

اکسیژنم تمام شده زود باش زود

سهمیه امام رضای مرا بده


+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم شهریور 1393ساعت 17:31  توسط محسن الیاسی  | 

وفات حضرت زینب(س)

لبیک یا زینب سلام الله علیک

افسران - لبیک یا زینب سلام الله علیک
           
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1393ساعت 16:47  توسط محسن الیاسی  | 

شهید

بچه ها سلام

دوستانی که بنده رو از نزدیک می شناسند، یقینا خواهند گفت که چقدر عکس حاضر از لحاظ چهره شبیه بنده هست، این عکس و مطالب پایین عکس رو یکی از دوستان با اخلاصم با تعجب کامل برای من ارسال نمود و در انتهای مطلبش نوشته بود که اگر اسم شهید رو نمی خواندم باور نمی کردم .

علی ایحال عکس رو برای مشاهده دوستان گذاشتم !!!!!! راستی صد حیف که ما کجا و شهدای ما کجا !!!!!!!!!!!

پس بیاییم دعا کنیم تا باطن امثال بنده حقیر به کرم و دعای خیر شهدا پاک و تطهیر شود....آمین

عکس / خنده در دو دنیا

ولی دوستان عکس هایی که می بینید، متعلق است به شهید "وسام شرف الدین". وی از رزمندگان حزب الله لبنان بود که سال گذشته، هنگام دفاع از حرم حضرت زینب(سلام الله علیها) شربت شهادت نوشید.

یکی از عکس ها مربوط به روزهایی است که "وسام" در سفر حج بود و عکس دیگر، دقایقی پس از پایان غسل و کفن آن شهید گرفته شده است. خنده ای که شهید شرف الدین پس از شهادت بر لب داشت، حیرت شاهدان را برانگیخت.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم اردیبهشت 1393ساعت 18:0  توسط محسن الیاسی  | 

شعر دخترم مهدیه بانو

شعری به مناسبت ۴۰ روزگی دختر عزیزم مهدیه بانو

عزیزم، دخترم مهدیه بانو   تو نور چشم بابایی عزیزم

اگر قابل بود ای بچه آهو     به پای تو سر و جانم بریزم

تو بانوی من و جان کلامی   دهد شعرت به بابا جان تازه

لطافت، مهربانی در نگاهت   به هر کس می دهد ایمان تازه

زبان قاصر من ناتوان است   که وصف شعر زیبایت نماید

مبارک باد این روز خجسته   از این خوشتر چنین روزی نیاید

سراپا درک و عقل و دانشی تو   پر از احساس و لطف و شور هستی

غزل هایت، سخن هایت همیشه  دهد در زندگانی شور و مستی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392ساعت 14:21  توسط محسن الیاسی  | 

تولد مهدیه بانو

 

مهدیه بانو که همه حاصل عمر باباست                        آمد به جهان شادی و شوری برپاست

ای اهل زمین همه به گوش و آگاه                               با یمن قدومش برکاتی پیداست

گر طالب حاجتید و دنبال صلاح                                    نذر صلوات دخترم راه گشاست

                                                  (سلامتی اش ۳ صلوات)

 ۱۲ دی ماه روز تولد دختر عزیزم

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1392ساعت 20:3  توسط محسن الیاسی  | 

شهید حاج مجتبی علمدار

 

11 دی ماه به دنیا آمد، درست در همین روز هم به شهادت رسید. امروز که سالگرد ولادت و شهادت این مداح با اخلاص اهل بیت است، بهانه خوبی است تا یادی از او کنیم و در  روزهای پایانی ماه صفر از او بخواهیم که دعاگوی ما نزد سیدالشهدا باشد. سهم ما هم فاتحه ای است که برای او می خوانیم.

« فرازهایی از وصیت نامه‌ی مداح اهل بیت، جانبازِ شهید حاج سید مجتبی علمدار »

.. به همه شما وصیت می كنم، همه شمایی كه این صفحه را می خوانید، قرآن را بیشتر بخوانید، بیشتر بشناسید، بیشتر عشق بورزید، بیشتر معرفت به قرآن داشته باشید، بیشتر دردهایتان را با قرآن درمان كنید، سعی كنید قرآن انیس و مونستان باشد، نه زینت دكورها و طاقچه های منزلتان.

شیعه ها! مسلمونا! حزب اللهی ها! بسیجی ها! و.. نگذارید تاریخ مظلومیت شیعه تكرار شود. بر همه واجب است مطیع محض فرمایشات مقام معظم رهبری كه همان ولایت فقیه می باشد، باشند. چون دشمنان اسلام كمر همت بستند تا ولایت فقیه را از ما بگیرند شما همت كنید، متعهد و یكدل باشید تا كمر دشمنان بشكند و ولایت فقیه باقی بماند.

.. زمانی كه زیر تابوت مرا گرفتید و به سوی آرامگاه می برید تا می توانید مهدی (عج) و فاطمه (س) را صدا بزنید . تنها امید من كه همان دستمال سبزی است كه همیشه در مجالس و محافل مذهبی همراه من بوده، به اشك چشم دوستانم متبرك شده است روی صورتم بگذارید

روحش شاد و یادش گرامی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1392ساعت 21:1  توسط محسن الیاسی  | 

توسل به امام رضا علیه السلام

خاطره(تفحص شهدا)

آن روز صبح، كسى كه زيارت عاشورا مى خواند، توسلى پيدا كرد به امام رضا(ع). شروع كرد به ذكر مصائب امام هشتم و كرامات او. مى خواند و همه زار زار گريه مى كرديم. در ميان مداحى، از امام رضا طلب كرد كه دست ما را خالى برنگرداند، ما كه در اين دنيا هم خواسته و خواهشمان فقط باز گردان اين شهدا به آغوش خانواده هايشان است و...

هنگام غروب بود و دم تعطيل كردن كار و برگشتن به مقر. ديگر داشتيم نااميد مى شديم. خورشيد مى رفت تا پشت تپه ماهورهاى روبه رو پنهان شود. آخرين بيل ها كه در زمين فرو رفت، تكه اى لباس توجهمان را جلب كرد. همه سراسيمه خود را به آنجا رساندند. با احترام و قداست، شهيد را از خاك در آورديم. روزى اى بود كه آن روز نصيبمان شده بود. شهيدى آرام خفته به خاك. يكى از جيب هاى پيراهن نظامى اش را كه باز كرديم تا كارت شناسايى و مداركش را خارج كنيم، در كمال حيرت و ناباورى، ديديم كه يك آينه كوچك، كه پشت آن تصويرى نقاشى از تمثال امام رضا(ع) نقش بسته، به چشم مى خورد. از آن آينه هايى كه در مشهد، اطراف ضريح مطهر مى فروشند. گريه مان درآمد. همه اشك مى ريختند. جالب تر و سوزناكتر از همه زمانى بود كه از روى كارت شناسايى اش فهميديم نامش «سيد رضا» است. شور و حال عجيبى بر بچه ها حكمفرما شد. ذكر صلوات و جارى اشك، كمترين چيزى بود.

شهيد را كه به شهرستان ورامين بردند، بچه ها رفتند پهلوى مادرش تا سرّ اين مسئله را دريابند. مادر بدون اينكه اطلاعى از اين امر داشته باشد، گفت:

«پسر من علاقه و ارادت خاصى به حضرت امام رضا(ع) داشت...».

از خاطرات برادران تفحص

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1392ساعت 15:35  توسط محسن الیاسی  | 

شهر بندگی

درباره رمضان

 

ماه رمضان نهمین ماه از ماههای قمری و بهترین ماه سال است. واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است.
می‌گویند چون به هنگام نامگذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه «رمضان» نامیده شد، ولی از سوی دیگر، «رمضان» از اسماء الهی است. این ماه ماه نزول قرآن و ماه خداوند است و شب‌های قدر در آن قرار دارد. فضیلت ماه رمضان بسیار زیاد و نامحدود است.ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریف‌ترین ماه‌های سال است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته می‌شود، و عبادت در یکی از شب‌های آن ( شب قدر ) بهتر از عبادت هزار ماه است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه شعبانیه خود درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «ای بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماه‌ها است؛ روزهایش بهترین روزها، شب‌هایش بهترین شب‌ها و ساعاتش بهترین ساعات است.
بر مهمانی خداوند فرا خوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید. در این ماه، نفس‌های شما تسبیح، خواب شما عبادت، عمل‌هایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است.
پس با نیت‌ای درست و دلی پاکیزه،‌ پروردگارتان را بخوانید تا شما را برای روزه داشتن و تلاوت قرآن توفیق دهد. بدبخت کسی است که از آمرزش خدا در این ماه عظیم محروم گردد. با گرسنگی و تشنگی در این ماه، به یاد گرسنگی و تشنگی قیامت باشید.»آن گاه پیامبر اکرم وظیفه روزه‌داران را برشمرد و از صدقه بر فقیران، احترام به سالخوردگان، ترحم به کودکان، صله ارحام، حفظ زبان و چشم و گوش از حرام، مهربانی به یتیمان و نیز عبادت و سجده های طولانی، نماز، توبه، صلوات، تلاوت قرآن و فضیلت اطعام در این ماه سخن گفت.به برخی از حوادث و رویدادهای مهم این ماه اشاره می‌شود:
وفات حضرت خدیجه در دهم رمضان سال دهم بعثت.
                  
      ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام نیمه رمضان سال دوم هجرت.
                                                   جنگ بدر در سال دوم هجرت.
                                                 فتح مکه در سال هشتم هجرت.

 التماس دعا در این ماه مهربانی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1392ساعت 1:50  توسط محسن الیاسی  | 

شاه کلید زندگی

شاه کلید زندگی از دیدگاه شیخ حسنعلی نخودکی
 
 
 
جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی آمد و گفت سه قفل در زندگی ام وجود دارد و سه کلید از شما می خواهم.
-قفل اول اینست که دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم.
-قفل دوم اینکه دوست دارم کارم برکت داشته باشد.
-قفل سوم اینکه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.
شیخ نخودکی فرمود برای قفل اول، نمازت را اول وقت بخوان. برای قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان. و برای قفل سوم نمازت را اول وقت بخوان.
جوان عرض کرد: سه قفل با یک کلید؟؟!
شیخ نخودکی فرمود : نماز اول وقت شاه کلید است!
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1392ساعت 14:58  توسط محسن الیاسی  | 

مطالب قدیمی‌تر